فرهنگستان زبان و ادب
{line squall} [علوم جَوّ] تندوَزه ای که در امتداد یک خط تندوَزه رخ می دهد
{line squall} [علوم جَوّ] تندوَزه ای که در امتداد یک خط تندوَزه رخ می دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خال هندو را خطی از نیمروز آورده اند چین گیسو را زرخ بتخانه ی چین کرده اند
💡 خرد چه سحرکند تا رهد ز فکر حوادث مگر خطی کشد از جام و در حصار نشیند
💡 برگها زرد شد اکنون ز کف سبز خطی تا سپیدی نبود زان گهر لعل بخواه
💡 مشکین خطی از بعب تو بر می خیزد سودا بشب از دل قمر می خیزد
💡 خطی آوردی و با من همان کرد که سوزِ شمع با پروانه کرده ست
💡 داغ بودمکه چه خواهم به غمت انشا کرد نقطهٔ اشک، روانگشت و خطی پیداکرد