ابسالان

لغت نامه دهخدا

( آبسالان ) آبسالان. ( اِ مرکب ) ج ِ آبسال:
همان شیپور با صد راه نالان
بسان بلبل اندر آبسالان.( ویس و رامین ).

فرهنگ معین

( آبسالان ) (اِمر. ) بهاران، فصل کار.

فرهنگ عمید

( آبسالان ) ۱. بهار.
۲. سال پرآب و پرباران.
۳. باغ، بوستان: همان شیپور بر صد راه نالان / به سان بلبل اندر آبسالان (فخرالدین اسعد: ۶۳ ).

فرهنگ فارسی

( آبسالان ) ( اسم ) بهاران فصل بهار هنگام بهار نوبهاران.
جمع آبسال

فرهنگ اسم ها

اسم: آبسالان (دختر) (فارسی) (تلفظ: absalan) (فارسی: آبسالان) (انگلیسی: absalan)
معنی: باغها

جمله سازی با ابسالان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازیکنان بهمن تهران: احمد سجادی، آقاجانیان، محمدرضا مهدوی، خاکپور، حسینی نسب، رضایی منش، امیرهوشنگ شریفی، حمید استیلی، مهدی تارتار، اکبر آبسالان و علی اصغر مدیرروستا

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فروردین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز