تنخواه دادن

لغت نامه دهخدا

تنخواه دادن. [ ت َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) پول دادن. مال دادن. برات دادن. وظیفه دادن:
غیر داغ از حاصل دنیا نصیب ما نشد
همچو ماهی خوش زری ما را جهان تنخواه داد.محمد قلی سلیم ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).رجوع به تنخواه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

پول دادن. مال دادن

جمله سازی با تنخواه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان گندمین تنخواه نان جو بود صائب فلک روزی عبث از مردم دانا نمی گیرد

💡 ماهیت این کارتها می‌تواند از گروه کارت پیش پرداخت یا کارت اعتباری باشد. برخی از کارتهای تنخواه گردان ترکیبی هستند. به این معنی که ترکیبی از دو یا سه نوع کارت مغناطیسی، کارت هوشمند و سامانه بازشناسی با امواج رادیویی می‌باشند. به‌طور مثال یک کارت اعتباری از نوع مغناطیسی می‌تواند با کارت تنخواه گردانی از نوع سامانه بازشناسی با امواج رادیویی ترکیب شود.

💡 کارت شهروندی، کارت نقدی، کارت هدیه، کارت اعتباری، کارت شارلوت، کارت خسارت بیمه، کارت خانواده، کرت برداشت حقوقی، برات کارت، تنخواه کارت

💡 غیر داغ از حاصل دنیا نصیب ما نشد همچو ماهی خوش زری ما را جهان تنخواه داد

💡 مانند: بانک‌ها، صندوق، تنخواه‌گردان، بدهکاران، پیش‌پرداخت‌ها، موجودی کالا و ملزومات اداری.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز