تنبلی نمودن
مترادفها
تنبلی کردن، کسلی کردن
متضادها
فعالیت کردن، تلاش کردن، کوشیدن
لغت نامه دهخدا
تنبلی نمودن. [ تَم ْ ب َ ن ِ / ن ُ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تنبلی کردن. رجوع به تنبل و ماده فوق شود.
فرهنگ فارسی
تنبلی کردن
جمله سازی با تنبلی نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوشاندهٔ آن برای عفونتهای مثانه، اسهال خونی و سرفههای شدید مؤثر و مفید است، دم کردهٔ آن برای کسانی که دچار یبوست و دارای معده و رودههای تنبلی هستند، توصیه میشود.
💡 ازدواج نیک و ایمی ازدواج موفقی نبوده و آنها زندگی مشترک از هم پاشیدهای دارند. هر دوی آنها در دورهٔ رکود اقتصادی کارشان را از دست دادهاند و مجبور شدهاند از شهر نیویورک به شهر کوچکی در میسوری، زادگاه نیک، بیایند. شهری که در آن نیک به تنبلی و افسردگی دچار شدهاست.
💡 تپه خولکو (خاکستر) سلطان آباد مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بیجار، بخش مرکزی، روستای سلطان آباد تنبلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۰۴۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 او میگفت تنبلی و بیخاصیتی یکی از اصلیترین عوارض انسانهای عادت کرده به تکنولوژی است. بیشتر دستاوردهای بزرگ بشر زمانی کسب شدند که خبری از کامپیوترها، برق و سرویس بهداشتی مدرن نبود. یک زندگی خوب ابزارهای زیاد نیاز ندارد و به بیان لائوتسه، عارف و فیلسوف چینی «هر چه ابزارها تیزتر میگردند، زمانه تاریکتر میگردد.»