لغت نامه دهخدا
تمنه حارس. [ ] ( اِخ ) رجوع به ماده بعد شود.
تمنه حارس. [ ] ( اِخ ) رجوع به ماده بعد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مورد عروس یهودا می خوانیم: «پس رخت بیوگی را از خویشتن بیرون کرد. بُرقعی به رو کشید و خود را در چادری پوشید و به دروازه عینایم که در راه تمنه است، بنشست».
💡 مندها یا به عبارتی دیگر مندیها یکی از دو گروه قومی عظیم در سیرالئون هستند، که همسایگان آنان، مردم تمنه، این قوم گستردهترین گروه قومی سیرالئون است. مندیها اغلب در استان جنوبی و استان شرقی این کشور پیدا میشوند. این قوم اغلب در حوزه کشاورز و شکارچی مهارت دارند. برخی از شهرهای بزرگ سیرالئون که مندها در آنجا مشغول زندگی میباشند، مانند بو، کنما، کایلاهون و مویمبا است.