لغت نامه دهخدا
تمبوشمالی. [ ت ُ ش ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آل حرم است که در بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع است و 160 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
تمبوشمالی. [ ت ُ ش ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آل حرم است که در بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع است و 160 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان آل حرم است که در بخش کنگان شهرستان بوشهر واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکن تو عیب که او از فشار خصم جنوب به زیر سایه همسایه شمالی شد
💡 گرجستان بین ۴۱ درجه و ۷ دقیقه تا ۴۳ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی، و ۴۰ درجه و ۴ دقیقه تا ۴۶ درجه و ۴۲ دقیقه طول شرقی واقع شده است.
💡 تا در چمن و باغ نهالی به بر آید از تربیت اختر و تأثیر شمالی
💡 این روستا در دهستان براآن شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸۶ نفر (۱۵۸خانوار) بودهاست.
💡 شمالی باد چون بر گل گذر کرد نسیم گل بباغ اندر اثر کرد.
💡 شبهنهنگ تکشاخ درمناطق گستردهای از قطب شمال یافت میشود، به ویژه در شمال شرقی کانادا، گرینلند، دریای بارنتز در °۸۵–۶۵ شمالی.