تفاخر کردن
مترادفها
خودنمایی کردن، فخر فروختن، پز دادن، خودستایی
متضادها
تواضع کردن، فروتنی کردن
لغت نامه دهخدا
تفاخر کردن. [ ت َ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مباهات کردن. نازیدن. فخر کردن. بخود بالیدن:
همین کنند تفاخر ز خدمت سلطان
یکی سپهر دوم انجم و سوم ارکان.عبدالواسع جبلی ( از آنندراج ).چه تفاخر کنی بنام پدر
چون ندانی نهاد گام پدر.اوحدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) برهم نازیدنبیکدیگر فخر کردن.
جمله سازی با تفاخر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدایگان صدور جهان که در آفاق صدارت از شرفش در تفاخر است مدام