وکیف

لغت نامه دهخدا

وکیف. [ وَ ] ( ع مص ) وکوف. وکف. چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یعنی دروه کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به وکوف و وکف شود. || قطره قطره جاری ساختن چشم اشک را و ابر باران را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). چکیدن سقف خانه و جز آن از باران یا دروا کردن. ( آنندراج ). چکیدن آب ازسقف و دلو و آنچ بدین ماند. ( تاج المصادر بیهقی ).

جمله سازی با وکیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیر حبل چادرشه کهکشان را ضیف بین در عمادش وضع محور را زکم وکیف بین

💡 آریجی بازی والیبال را در ازمیر ایشیکنت آغاز نمود، بعدهادر سال ۲۰۰۸ به وکیف بانک مهاجرت نمود و تا سال ۲۰۱۳ در تیم های جوانان وکیف بانک بازی کرد. به نام یک جوان، او برای ورود به تیم بزرگسالان در باشگاه خود تلاش کرد و به تیم دسته دوم سرامیکسان برای فصل۱۴-۲۰۱۳، و تیم دسته اول شهرداری سریر برای فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۵ قرض داد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز