تظلم براوردن

لغت نامه دهخدا

( تظلم برآوردن ) تظلم برآوردن. [ ت َ ظَل ْ ل ُ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تظلم آوردن:
چون شاه حبش دم تظلم
پیش قزل ارسلان برآورد.خاقانی.تظلم برآورد و فریاد خواند
که شفقت برافتاد و رحمت نماند.( بوستان ).ورجوع به تظلم و ماده پیش شود.

فرهنگ فارسی

( تظلم بر آوردن ) تظلم آوردن

جمله سازی با تظلم براوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز نیاز و جز تظلم از کسی نادیده‌ای تا ز تعلیم که این خشم و عتاب آورده‌ای

💡 بت است آن سنگدل این بس کمال معجز عشقم که می آرم باظهار تظلم در سخن او را

💡 (ايـن دو بـاغ از نـظـر فـرآورده هـاى كـشـاورزىكـامـل بـودنـد درخـتـان بـه ثـمر نشسته، و زراعتها خوشه بسته بود، و هر دو باغ چيزىفروگذار نكرده بودند) (كلتا الجنتين آتت اكلها و لم تظلم منه شيئا).

💡 59- و نضضع الموازين القسط ليوم القيامه فلا تظلم نفسا شيئا و ان كانمثقال حبة من خردل اتينابها و كفى بنا حاسبين (سوره انبيا آيه 48).

💡 6 - در سوره انبيا آمده است: (( ونضع الموازين القسط ليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئاو ان كان مثقال حبة من خردل اتينا بها و كفى بنا حاسبين )) (215)

💡 داغ تظلم و شکوه نبودم‌، بیهده دفتر ناله گشودم کرد دماغ زمانه مشوش دود ندامت هیزم خامم

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز