تره ٔ صحرایی

لغت نامه دهخدا

تره صحرایی. [ ت َ رَ / رِ ی ِ ص َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تره کوهی. گندنای بری. گندنای صحرایی. رجوع به تره و تره کوهی و طیطان شود.

جمله سازی با تره ٔ صحرایی

💡 راجر بلنچ استدلال می‌کند که زبان‌های صحرایی و سنغایی شاخه سنغایی-صحرایی را با یکدیگر در خانواده بزرگتر نیلوصحرایی تشکیل می‌دهند.

💡 در بهار سال ۷۸۳ه‍ق ملک قباد دوم در صحرایی به نام لکتر[یادداشت ۸] به نیروهای مرعشی شبیخون زد و به آن‌ها ضربات سنگینی وارد ساخت.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به جنیفر هیل، تعطیلات رسمی، موش صحرایی، مأمور مخفی، نه و چهل و پنج دقیقه و خیانت ملی اشاره کرد.

💡 حال آن گلگشت صحرایی که من کردم مپرس لاله ها را در بن هر سنگ خونین چنگ بود

💡 بهار است و کند جا، هرکسی در طرف صحرایی نئی از بلبلی کمتر در افکن شور و غوغایی

💡 کمند زلف در گردن گذشتی روزی از صحرا هنوز از دور گردن می کشد آهوی صحرایی

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز