لغت نامه دهخدا
ترش گیاه. [ ت ُ / ت ُ رُ ] ( اِ مرکب ) ترش گیا. رجوع به همین کلمه شود.
ترش گیاه. [ ت ُ / ت ُ رُ ] ( اِ مرکب ) ترش گیا. رجوع به همین کلمه شود.
ترش گیاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صحبت میان حسن و محبّت چنین خوش است با ما نگاه گرم تو برق و گیاه بود
💡 کجاست برق جهانسوز من بگو او را بیا بسوز دراین دشت اگر گیاهی هست
💡 دلت مرادپرستی از آن گیاه آموخت که از نسیم بهاران برد به شعله پناه
💡 این چه گیاه خط است وین چه گل روی خلد چو این گل چو آن گیاه ندارد
💡 بجز از مرتع حسنت نکند دل خوش جای تا که از سبزه خط مهر و گیاهی داریم
💡 ز تربت من اگر سر زند گیاه و از آن به رنگ خون گلی ار بشکفد گیاه من است