لغت نامه دهخدا
( ترس آقان ) ترس آقان. [ ] ( اِخ ) رودی است در سیواس از ولایت آماسیه آسیای صغیر که طول مجرای آن 70هزار گز است و به یشیل ایرماغ ( رود سبز ) میریزد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ). و رجوع به آماسیه شود.
( ترس آقان ) ترس آقان. [ ] ( اِخ ) رودی است در سیواس از ولایت آماسیه آسیای صغیر که طول مجرای آن 70هزار گز است و به یشیل ایرماغ ( رود سبز ) میریزد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ). و رجوع به آماسیه شود.
( ترس آقان ) رودی است در سیواس از ولایت آماسی. آسیای صغیر که طول مجرای آن ۷٠ هزار گز است و به یشیل ایرماغ میریزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توانگر که باشد زرش زیر خاک ز دزدان بود روز و شب ترسناک
💡 و همچنين فرموده است، آن كس كه گرفتار ترس و وحشت است در زندگى آسايش خاطرندارد.
💡 از رسول خدا صلى الله عليه و آله مكرر شنيدم كه مى فرمود: امتى كه بين آنان، حقناتوان، بى نگرانى و ترس، از توانايان گرفته نشود هرگز رستگار نخواهد شد.
💡 پرچم سياه رسول خدا را به اهتزار در مى آورد. به فاصله يك ماه از پيش رو، سمت راستو سمت چپ آن پرچم، ترس همه را فرا مى گيرد....
💡 ای ناخدای ترس، بران خسته رحم کن کز شوق آن دو لعل شکربار جان دهد
💡 ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد ترس تنهاییست ور نه بیم رسواییم نیست