ترجمان داشتن
مترادفها
مترجم داشتن
لغت نامه دهخدا
ترجمان داشتن. [ ت َ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) تاوان داشتن:
کار بر قانون ساقی کن در ایام بهار
ترجمان داری، نهی گر بر زمین پیمانه را.سلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
تاوان داشتن.
جمله سازی با ترجمان داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آنجا که از امور سپاهی سخن رود نوک زبان تیغ و قلم ترجمان ماست
💡 آن زمان کان نیزهٔ خطی تو بی هیچ نطق خط اوراق ظفر را ترجمان گردد همی
💡 بستگیها را گشایشها بود در آستین لال را از دست خود ده ترجمان آمد پدید
💡 شهرتِ ایدیل بیرِت بهواسطهٔ تعبیر و ترجمان خاصش از تکنوازیهای رمانتیک پیانو است.
💡 هر حرف ازان خوش زمزمه شد بهر تلقین همه سر ازل را ترجمه راز ابد را ترجمان
💡 در جلسات دیپلماتیک حساس بین دو کشور، حضور یک ترجمان خبره برای انتقال دقیق مفاهیم سیاسی و جلوگیری از سوءتفاهمهای احتمالی بسیار ضروری و حیاتی است.
💡 برخی از گردشگران خارجی هنگام سفر به مناطق دورافتاده، همواره سعی میکنند با ترجمان داشتن، ارتباط موثری با مردم بومی و فروشندگان محلی برقرار کنند.
💡 برای درک بهتر متون کهن فلسفی، محققان بر این باورند که ترجمان داشتن یک مترجم متخصص میتواند به تحلیل صحیح مفاهیم پیچیده کمک بسیار زیادی کند.