تبع التابعی

لغت نامه دهخدا

تبعالتابعی. [ ت َ ب َ عُت ْ تا ب ِ عی ی ] ( ع اِ مرکب ) در شرع کسی را نامند که تابعی از جن و انس را ملاقات کرده باشد مشروط بر آنکه تابعی به پیغمبر آخرالزمان ایمان آورده و بدین اسلام مرده باشد. ( کشاف اصطلاحات الفنون چ احمد جودت ج 1 ص 184 ). در علم فقه و حدیث، مسلمانی که تابعی ملاقات یا مصاحبت کرده باشد. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

در شرع کسی را نامند که تابعی از جن و انس را ملاقات کرده باشد مشروط بر آنکه تابعی به پیغمبر آخر الزمان ایمان آورده و بدین اسلام مرده باشد.

جمله سازی با تبع التابعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بازآمد. سال دیگر جداگانه از سر بادیه احرام گرفت، و در راه در شهری شد. خلقی عظیم تبع او گشتند. چون بیرون شد مردمان از پی او بیامدند. شیخ بازنگریست. گفت: اینها کی‌اند؟

💡 افتاده بود بلبل تبع من از نوا بازش بهار مدح تو آورد در سخن

💡 پس به کعبه رفت و آن سال به مدینه نشد. گفت: ادب نبود او را تبع این زیارت داشتن. آن را جداگانه احرام کنم.

💡 مـؤ لف: اخـبـار در داستان تبع بسيار زياد است، و در بعضى از آنها آمده: او اولين كسىبود كه براى كعبه پوششى درست كرد.

💡 نزد یزدان نه صباح است برادر نه مسا چیز دیگر بود و ما تبع آن دگریم

💡 سلیمان که از تبعات تعقیب کردن ایرانیان در زمستان سرد بیمناک بود، تغییر نظر داد و تصمیم گرفت تا بر روی عراق که آب‌وهوای مساعدتری داشت تمرکز کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران