تأیید شدن

متضادها

رد شدن، تکذیب شدن، ابطال شدن

لغت نامه دهخدا

تأیید شدن. [ ت َءْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پشتیبانی شدن. نیرومندی یافتن. رجوع به تأیید شود.

فرهنگ فارسی

پشتیبانی شدن. نیرومندی یافتن.

جمله سازی با تأیید شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بوَد فکرِ نکو را شرطِ تجرید پس آنگه لمعه‌ای از برقِ تأیید

💡 دگرباره در آن گر نیست تأیید هر آیینه که باشد محضِ تقلید

💡 فرآیند تأیید شدن مدارک شناسایی برای دریافت گذرنامه جدید، نیازمند حضور شخص در اداره گذرنامه و ارائه اصل تمامی اسناد و مدارک مربوطه است.

💡 از تأیید شدن نهایی قرارداد تجاری بین دو شرکت بزرگ، همه مدیران بخش بازرگانی و سرمایه‌گذاری بسیار هیجان‌زده و امیدوار به نظر می‌رسیدند.

💡 هدف از این جلسه طولانی، بررسی دقیق تمامی جزئیات مربوط به تأیید شدن بودجه سالانه برای بخش تحقیق و توسعه در سازمان می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران