لغت نامه دهخدا
سائیده شدن. [ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به ساییده شدن شود.
سائیده شدن. [ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به ساییده شدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بیهنر آسیای گردنده سائیده هزارها سر و گردن
💡 نعل بر پای ندارد قدمی گر لنگد شده سائیده سمش نیست ز درد ورکا
💡 شد اقبال اوهمچو من از بلندی تورا هر که سائیده بر آستان رخ
💡 خورش مسمای مرغ یکی از انواع خورش است که از ران و سینهٔ مرغ سرخ کرده، پیاز داغ، روغن، لپه، رب گوجه فرنگی، شکر، زعفران سائیده شده، آلو بخارا و نمکوفلفل سیاه تهیه میشود.
💡 خورشید کسب نور از آن مه کند مگر سائیده رخ به خاک سرای شه زمن