سائیده شدن

مترادف‌ها

ساییده شدن، فرسوده شدن، خورده شدن

لغت نامه دهخدا

سائیده شدن. [ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به ساییده شدن شود.

جمله سازی با سائیده شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این بیهنر آسیای گردنده سائیده هزارها سر و گردن

💡 نعل بر پای ندارد قدمی گر لنگد شده سائیده سمش نیست ز درد ورکا

💡 شد اقبال اوهمچو من از بلندی تورا هر که سائیده بر آستان رخ

💡 خورش مسمای مرغ یکی از انواع خورش است که از ران و سینهٔ مرغ سرخ کرده، پیاز داغ، روغن، لپه، رب گوجه فرنگی، شکر، زعفران سائیده شده، آلو بخارا و نمک‌و‌فلفل سیاه تهیه می‌شود.

💡 خورشید کسب نور از آن مه کند مگر سائیده رخ به خاک سرای شه زمن

💡 بر اثر جریان مداوم و شدید آب رودخانه، صخره‌های کنار ساحل به مرور زمان دچار سائیده شدن شده و به شکل‌های بسیار زیبایی درآمده‌اند.

💡 قطعات فلزی در داخل موتور خودرو به دلیل اصطکاک مداوم و نبود روغن کافی، دچار سائیده شدن شده و عملکرد کلی دستگاه را مختل کرده‌اند.

💡 سنگ‌های کف پیاده‌رو در اثر راه رفتن هزاران نفر در هر روز، به شدت سائیده شدن یافته و سطح آن‌ها بسیار صاف و لغزنده شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران