تام قنبرعلی
لغت نامه دهخدا
تام قنبرعلی. [ ق َ ب َ ع َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کندگلی بخش سرخس شهرستان مشهد است و در دوازده هزارگزی باختر سرخس و یازده هزارگزی شمال شوسه عمومی مشهد به سرخس واقع است. جلگه گرمسیر است و 830 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و بنشن و شغل اهالی زراعت و مالداری و بافتن قالیچه و کرباس است. راه مالرو دارد و اهالی این ده از طوایف علی مرادزایی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان کندگلی بخش سرخس شهرستان مشهد است ٠
جمله سازی با تام قنبرعلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محمدحسین محمدی هستم ـ و به گفته ما مردم: محمدحسین ولد قنبرعلی ـ پدرم میگوید: ۱۳۵۴ به دنیا آمدهای ـ چلهٔ تابستان بوده گویی ـ اما در تذکرهام نوشتهاند: ۱۷ سالهٔ ۱۳۷۵ و در کارت مهاجریی که داشتم، سالی دیگر را نوشتهبودند و در گذرنامهام سالی دیگر… و من ماندهام کی به دنیا آمدهام؛ مگر یک آدم چند بار به دنیا میآید؟!
💡 یکی از اتهامات سید مهدی هاشمی که در اعترافات تلویزیونی او هم برجسته شد، صدور دستور قتل برخی از افراد از جمله سید ابوالحسن شمسآبادی، امیرعباس بحرینیان، قنبرعلی صفرزاده و عباسقلی حشمت بود. نزدیکان سید مهدی هاشمی صدور دستور این قتلها از سوی سید مهدی هاشمی را تکذیب کرده و میگویند این قتلها توسط نیروهای مشهور به انقلابی و اعضای سپاه فلاورجان و لنجان انجام شده و سیدمهدی هاشمی تنها از آنها مطلع بودهاست.