لغت نامه دهخدا
تاشلی داغ. ( اِخ ) از کوههای مرتفع شرق آذربایجان. رجوع به جغرافیای تاریخی غرب ایران تألیف کریمی ص 24 شود.
تاشلی داغ. ( اِخ ) از کوههای مرتفع شرق آذربایجان. رجوع به جغرافیای تاریخی غرب ایران تألیف کریمی ص 24 شود.
از کوههای مرتفع شرق آذربایجان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به غیر داغ که پوشد چو شمع بیدل ما را که پای تا به سرش غیر یک کلاه ندارد
💡 به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم که از لب تشنگی سیراب چون تبخال می گردم
💡 تکآهنگ «دسامبر» در زمان انتشارش در ایالات متحده تا ردهٔ ۲۰اُم بیلبورد هات ۱۰۰ صعود کرد و جایگاه نخست جدول ترانههای داغ جریان اصلی راک را برای ۹ هفتهٔ متوالی بهخود اختصاص داد.
💡 سپس به گوشهاى از مجازاتهاى دردناك آنها اشاره كرده،نوشابهاى دارند از آب داغ وسوزان به همراه عذاب دردناك در برابر پشت پا زدنشان به حق و حقيقت (لهم شرابمن حميم و عذاب اليم بما كانوا يكفرون ).
💡 من خونین جگر داغی که از هجران بدل دارم ندارد مرهمی دیگر بغیر از وصل دلدارم
💡 اكنون كه جريان چنين است اين مركب خلافت را بگيريد و بناحق غصب كنيد و هرگز رهايشمسازيد اما بدانيد و آگاه باشيد پشت اين شتر مجروح و زخم است داغ ننگ و رسوايى ابدىهمراه اوست و شما را آسوده نخواهد گذارد