فرهنگستان زبان و ادب
{Acipenser nudiventris} [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ تاس ماهیان و راستۀ تاس ماهی سانان و بالاراستۀ باله شعاعی داران با پوزۀ نسبتاً بلند و نوک تیز که پشت بدنش خاکستری، اما پهلوهایش روشن تر و شکمش سفید است
{Acipenser nudiventris} [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ تاس ماهیان و راستۀ تاس ماهی سانان و بالاراستۀ باله شعاعی داران با پوزۀ نسبتاً بلند و نوک تیز که پشت بدنش خاکستری، اما پهلوهایش روشن تر و شکمش سفید است
💡 آنکسی را کش خدا حافظ بود مرغ و ماهی مر ورا حارس شود
💡 رهین آخور خود شو که مرغ و ماهی را طمع بدام در افکند و آرزو در شست
💡 در پناه پاس او روشن بماند سالها در میان آب همچون دیدهٔ ماهی شرار
💡 غریق عشقم و پیوسته آب میجویم که من چو ماهی از آن آب بحر بی خبرم
💡 پاسبان بر خوابناکان بر فزود ماهیان را پاسبان حاجت نبود
💡 ماهی ار آلت بیان میداشت وصف آن حوض بر زبان میداشت