لغت نامه دهخدا
( تارةً اخری ) تارةً اخری. [ رَ تَن ْ اُ را ] ( ع ق مرکب ) یک بار دیگر. بار دیگر: منها خلقناکم و فیهانعیدکم و منها نخرجکم تارةً اُخری. ( قرآن 55/20 ).
( تارةً اخری ) تارةً اخری. [ رَ تَن ْ اُ را ] ( ع ق مرکب ) یک بار دیگر. بار دیگر: منها خلقناکم و فیهانعیدکم و منها نخرجکم تارةً اُخری. ( قرآن 55/20 ).
( تارةاخری ) یک بار دیگر، بار دیگر.
یکباردیگر باردیگر.
یکبار دیگر بار دیگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان چه باشد تا که باشد قیمت جانان من هر دو عالم قیمت یک تاره ای از موی او
💡 زلفت هزار دل به یکی تاره مو ببست راه هزار چارهگر از چار سو ببست
💡 منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تاره اخرى
💡 به فرمان یزدان،شب تاره،ماه شد از نور خورشید،پرتو نما
💡 آتش در زن ز کبریا در کویش تاره نبرد هیچ فضولی سویش