تار کاری

لغت نامه دهخدا

تارکاری. ( حامص مرکب ) زری بافی. ( فرهنگ نفیسی ).

فرهنگ فارسی

زری بافی.

جمله سازی با تار کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم آه من سوخته کاری بکند وین جور تو را چرخ شماری بکند

💡 ندارم با سیه کاری ز محشر بیم رسوایی که از خجلت نخواهد نامه من شد سفید آنجا

💡 تو چون روی، به ره انتظار دیدهٔ خلق به هم نیاید چون زخم‌های کاری ما

💡 یکی در عشق رویت میزند تیغ دگر یک را ز تو کاری بآمیع

💡 از دست آب دیده آهی همی برآریم خود غیر از این چه کاری از دست ما برآید

💡 بی وفایی و جفا کاری و بی‌داد گری خود تو پیوسته بدین کار معیّن باشی

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز