فرهنگستان زبان و ادب
{foodborne disease} [تغذیه] بیماری ای که براثر خوردن غذای حاوی باکتری یا انگل یا سموم طبیعی و شیمیایی یا مواد پرتوزا عارض می شود
{foodborne disease} [تغذیه] بیماری ای که براثر خوردن غذای حاوی باکتری یا انگل یا سموم طبیعی و شیمیایی یا مواد پرتوزا عارض می شود
بیماریای که براثر خوردن غذای حاوی باکتری یا انگل یا سموم طبیعی و شیمیایی یا مواد پرتوزا عارض میشود.
💡 کی تواند زیست بیماری که جانش را بکاهد طعنه طاعن ز سوئی حمله طاعون ز یکسو
💡 چشم نرگس گوشه بیماریی دارد، ولی خوش نگاه و دلفریب و شوخ و بازیگوش نیست
💡 هیچ رنجیش مباد، ار چه درین بیماری هیچ روزی قدمی جانب ما نگذارد
💡 شربت بیماری من گریه تلخ من است چون هوس بیمار آن سیب زنخدان نیستم
💡 تبارک الله از آن چشم سحر پرور تو که نیکوییش فزاید همی ز بیماری
💡 تو چو بیماری و، چون صحت راحتافزای رنج زایل کنم آنگه که به بیمار رسم