لغت نامه دهخدا
( ریدک خوش آواز ) ریدک خوش آواز. [ دَ ک ِ خوَش ْ / خُش ْ ] ( اِخ ) ریدک خوش آرزوگ. یکی از دهقان زادگان به روزگار پرویز و او داناترین مردم عصر خود بالذات بود. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 439 و چ 2 ص 698 شود.
( ریدک خوش آواز ) ریدک خوش آواز. [ دَ ک ِ خوَش ْ / خُش ْ ] ( اِخ ) ریدک خوش آرزوگ. یکی از دهقان زادگان به روزگار پرویز و او داناترین مردم عصر خود بالذات بود. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 439 و چ 2 ص 698 شود.
( ریدک خوش آواز ) یا ریدک خوش آرزو گ. یکی از دهقان زادگان به روزگار پرویز و او داناترین مردم عصر خود به لذات بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فزون از شمر مرده ریدک ز درد کز آنان یکی مانده و گشته مرد
💡 چون بوستان تازه و باغ شکفته باد از روی ریدکان حصاری حصار او
💡 چنین گفت با ریدک ماه روی که رو مر پرستندگان را بگوی
💡 سه اسب گرانمایه با زین زر سه ریدک همه خوب و زرین کمر
💡 همان ریدکان را همی بود کار همین کرد با این بتان شهریار