بیمار گنی

لغت نامه دهخدا

بیمارگنی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) چگونگی بیمارگن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

چگونگی بیمار گن

جمله سازی با بیمار گنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن حور شکر خنده که از حقهٔ لعلش یک شهر شفای دل بیمار برند اوست

💡 گر از آن مایه ی درمان خبری یافته ئی دل بیمار مرا مژده ی درمان برسان

💡 به ملک حسن چون آرد شبیخون لشکر خطت شود چشمان بیمار تو جویا و نبینندم

💡 فارغند از کلبه عطار بیماران تو می رسد بیمار را از نسخه ات بوی شفا

💡 گر شاهد وقت تو بود حشمت و نعمت بیمار دلت را نبود هیچ شفایی

💡 ای آنک طبیب دل پر حسرت مائی از بهر خدا بر سر بیمار فرود آی

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز