لغت نامه دهخدا
بیان وار. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) شرح و تفسیر و شرح اصطلاحات. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
بیان وار. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) شرح و تفسیر و شرح اصطلاحات. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
شرح و تفسیر و شرح اصلاحات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی نام و نشان شو و نشان کن بی کام و بیان شو و بیان کن
💡 نزد من بودند حکیمان جهان جمله با گفتار وحکمت،خوش بیان
💡 یکی باشد بیان مختلف راز از اینجاهم یکی بد سوی آغاز
💡 شهرتِ کارِ این گروه خبیث بی نیاز است از بیان و حدیث
💡 عاجز آید ز دست مدح و ثنات هر که پا در ره بیان دارد
💡 رو نشین خاموش، چندان ای فلان که فراموشت شود، نطق و بیان