لغت نامه دهخدا
بهم گذاشتن. [ ب ِ هََ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بر هم نهادن.
بهم گذاشتن. [ ب ِ هََ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بر هم نهادن.
بر هم نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه از ابتداى سركار آمدنش قانونى نبوده، و از هيچ نوع مشروعيتى برخودار نيست واكنون هم به دليل زير پا گذاشتن همه حقوق ملت واعمال و ظلم هاى بى حسابش به طرز بى سابقه اى ملت، او و خاندانش راتحمل نمى كنند و به دليل اينكه اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران مسلمانند لذا بديهىاست با سقوط اين رژيم به چيزى جز يك نوع حكومت اسلامى راضى نمى شوند.
💡 نازم به آن بتی که به هر پا گذاشتن صد گام پیش از پی آزار عالم است
💡 عشق به خیام و رباعیات او «بنژامن اُ لوساژ»، روزنامهنگار و پژوهندهٔ آمریکایی را به ایران میکشاند. او پس از پشت سر گذاشتن حوادث بسیار، سرانجام این دستنوشته گرانقدر را به دست آورده و تصمیم دارد تا آن را با خود به آمریکا ببرد. اما با غرق شدن کشتی تایتانیک، دستنوشته به اعماق اقیانوس میرود.
💡 تا هست سنگ در کف طفلان شهر و کوی دیوانگی است روی به صحرا گذاشتن
💡 به رنگ و بوی جهان دل گذاشتن ستم است چه خوب کرد که شبنم ز گل جدایی کرد
💡 در چندين حديث وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نهى فرمود ازنام گذاشتن باسم حكم و حكيم و خالد و مالك و فرمود كه دشمن ترين نامها نزد خدا حارثو مالك و خالد است و نهى فرمود از چهار كنيت ابوعيسى و ابوالحكم و ابومالك وابوالقاسم در وقتى نام محمد باشد كه نام و كنيت هر دو موافق حضرترسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نباشد.