لغت نامه دهخدا
بلیت کشیدن. [ ب َ لی ی َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) رنج دیدن. سختی کشیدن. تحمل آزار و ستم:
خاصان حق همیشه بلیت کشیده اند
هم بیشتر عنایت وهم بیشتر عنا.سعدی.و رجوع به بلیت و بلیة شود.
بلیت کشیدن. [ ب َ لی ی َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) رنج دیدن. سختی کشیدن. تحمل آزار و ستم:
خاصان حق همیشه بلیت کشیده اند
هم بیشتر عنایت وهم بیشتر عنا.سعدی.و رجوع به بلیت و بلیة شود.
رنج دیدن. سختی کشیدن. تحمل آزار و ستم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان به کام کشیدن فسون عزت داشت دمیده قطرهٔ ما گوهر از شکستن موج