بلوط الملک
لغت نامه دهخدا
بلوطالملک.[ ب َل ْ لو طُل ْ م َ ل ِ ] ( ع اِ مرکب ) جوز، و گویند شاه بلوط. ( از اقرب الموارد ). شاه بلوط و گویند گردکان.( الفاظ الادویة ). شاه بلوط. ( اختیارات بدیعی ) ( تحفه حکیم مؤمن ) ( مخزن الادویة ). جوز، و برخی آن را شاه بلوط دانند. و برخی بلوطالملک را به بلوطالحی و بلوطالذکر تعریف کرده اند. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ).
- بلوطالملک الازل؛ به یونانی کمادریوس است. ( از اختیارات بدیعی ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) شاه بلوط
جوز و گویند شاه بلوط ٠ شاه بلوط و گویند گردکان ٠ شاه بلوط ٠ جوز و برخی آنرا شاه بلوط دانند ٠ و برخی بلوط الملک را به بلوط الحی و بلوط الذکر تعریف کرده اند ٠
جمله سازی با بلوط الملک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صاحب عادل، مجیر الملک، صدر دین پناه نجم دین؛ نور جهان مکرمت، گردون جاه
💡 سپهر داد، فخر الملک شمس دولت و ملت که هست ایوان درگاهش پناه گنبد خضرا
💡 دینوری میگوید خواجه نظام الملک در سه فرسخی نهاوند، جایی که قبور مهاجمان عرب درآنجا قرار دارد، به دست یکی از ملاحده به قتل رسید.
💡 شیخ الملک به روایتی در سال ۱۳۰۱ خورشیدی و به روایتی در خرداد ۱۳۰۴ درگذشت.
💡 الملک قد تباهی من جده و جده یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی
💡 دیگر خیالی آوری ز اول رباید سروری آن را اسیر این کنی ای مالک الملک و حشم