لغت نامه دهخدا
( بعمل آمدن ) بعمل آمدن. [ ب ِ ع َ م َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) برای کاری آماده شدن. || به استعمال گذاشته شدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به همان متن شود.
( بعمل آمدن ) بعمل آمدن. [ ب ِ ع َ م َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) برای کاری آماده شدن. || به استعمال گذاشته شدن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به همان متن شود.
( بعمل آمدن ) برای کاری آماده شدن ٠ یا باستعمال گذاشته شدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (علامه مجلس ) فرموده كه اگر احتياطا امروز و روز سوم راحرمت بدارند واعمال آنروز را در اين روز، بعمل آوردند خصوصا زيارت، بهتر است.
💡 این دانشگاه که در شهر سن آنتونیو قرار دارد در سال ۲۰۰۶ بیش از ۲۷۰۰ دانشجو ثبت نام بعمل آورد. کانون توجه این دانشگاه بر روی مقطع دوره کارشناسی است.
💡 در مراسمی در تهران از ویلیام چیتیک، اسلام شناس آمریکایی، بخاطر سالیان زحمات وی در نشر و اشاعه عرفان در تاریخ ایران قدردانی بعمل آورده شد.خبرگزاری مهر
💡 چون باد سخن آن را به سمع شريف حضرت سليمان رسانيد، آن حضرت تبسم نمود وحكم فرمود كه هر دو را حاضر كنند، پس به گنجشك نر خطاب نمود كه: آيا آن دعوى كهكردى بعمل مى توانى آورد؟
💡 قال: و تصعد الحفظة بعمل العبد كالعروس المزفوفة الى اهلها و تمر به الى ملكالسماء الخامسة بالجهاد و الصلوة ما بين الصلوتين ولذلكالعمل رنين كرنين الابل، عليه ضوء كضوء الشمسفيقول الملك: