لغت نامه دهخدا
( بشمار آوردن ) بشمار آوردن. [ ب ِ ش ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) شمردن. اعتداد.( منتهی الارب ) ( زوزنی ) ( ترجمان القرآن ). احتساب. ( ترجمان القرآن ). و رجوع به شمار و شمردن و شماردن شود.
( بشمار آوردن ) بشمار آوردن. [ ب ِ ش ُ وَ دَ ] ( مص مرکب ) شمردن. اعتداد.( منتهی الارب ) ( زوزنی ) ( ترجمان القرآن ). احتساب. ( ترجمان القرآن ). و رجوع به شمار و شمردن و شماردن شود.
( بشمار آوردن ) شمردن. اعتداد. احتساب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر که در استان بحر الاحمر مصر قرار دارد از مراکز مهم گردشگری و پلاژهای محبوب این کشور بشمار میآید.
💡 شما اگر قرآن را ورق بزنيد به آياتى بر خورد مى نمائيد كه از دروغ نكوهش كرده وآن را صفت ناپسندى بشمار آورده است كه از آن آيات است اين آيه:
💡 ننگ ها را فخرها پنداری از خوی دژم لعل ها را سنگ ها بشماری از طبع هوان
💡 در صف زخت که عنبر چه بود صدرنشین گوی بر بسته که باشد که در آید بشمار
💡 سوری شهری است در استان بریتیش کلمبیا، کانادا که بخشی از منطقه شهری ونکوور بزرگ بشمار میرود.
💡 :آنان كه به قيامت ايمان ندارند قلبشان منكر و آنان جزء مستكبران بشمار مىآيند.(228)