لغت نامه دهخدا
بسیل سقلابی. [ ب َل ِ س َ ] ( اِخ ) نیسل سقلابی یا صقلایی. قاتل میخائیل بن توفیل پادشاه. رجوع به مجمل التواریخ والقصص، شود.
بسیل سقلابی. [ ب َل ِ س َ ] ( اِخ ) نیسل سقلابی یا صقلایی. قاتل میخائیل بن توفیل پادشاه. رجوع به مجمل التواریخ والقصص، شود.
یا نیسل سقلابی یا صقلابی ٠ قاتل میخائیل بن توفیل پادشاه ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهره سقلابیان گیرند یکسر هندوان گر به فر او شود هندوستان آراسته
💡 بنمود مه دو هفته در خرمن در زنگی اوفتاده سقلابی
💡 چو سقلابیان چیرگی یافتند به خون ریختن تیز بشتافتند
💡 رخ او چون رخ آن زاهد محرابی بر رخش بر، اثر سبلت سقلابی