لغت نامه دهخدا
بسته بندی کردن. [ ب َ ت َ / ت ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن اشیاء متفرق در یک لفاف و یا در یک صندوق.
بسته بندی کردن. [ ب َ ت َ / ت ِ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن اشیاء متفرق در یک لفاف و یا در یک صندوق.
( مصدر ) بستن اشیا ( مانند میوه و غیره ) بصورت جعبه ها و قوطی ها و مانند آن.
incartare
💡 پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - ميان آنها پيمان برادرى بسته بود. وقتى اين خبررا به زياد دادند، به كوفه باز گشت. مغيرة بن شعبه نيز پاس زياد را داشت وعمل او را هيچگاه فراموش نكرد(527).
💡 بسته کمر چو شیر دویدند پیش تو دولت رکاب دادت و نصرت عنان گرفت
💡 صائب حضور اگر طلبی ترک عقل کن کاین در به روی مردم فرزانه بسته اند
💡 با استفاده کردن از بستهها در طراحی شبکه میتوان به دو هدف عمده دست یافت: کشف کردن خطاها و آدرسدهی کردن چندین میزبان
💡 تاج من است دست تو چون بنهیش بر سرم طره توست چون کمر بسته بر این میان من
💡 1 حضرت يوسفِ زيبا و جوان از يك سو و زليخاى آماده و درهاى بسته از سوى ديگر،ولى او با شعار معاذَ اللّه (34) دامن خود را حفظ مى كند.