لغت نامه دهخدا
بستان النجمی. [ ب ُ ن ُن ْ ن َ ] ( اِخ ) نام بستان معروفی به بغداد بود. رجوع به تجارب الامم چ عکسی لیدن 1913 م. ج 7/5 ص 311 شود.
بستان النجمی. [ ب ُ ن ُن ْ ن َ ] ( اِخ ) نام بستان معروفی به بغداد بود. رجوع به تجارب الامم چ عکسی لیدن 1913 م. ج 7/5 ص 311 شود.
نام بستان معروفی به بغداد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهار باز جهان را همی بیاراید جمال چهرهٔ بستان همی بیفزاید
💡 چون مرغ که دارند نگاه از پی کشتن در دام بماندیم و به بستان نرسیدیم