بزبان برداشتن
لغت نامه دهخدا
بزبان برداشتن. [ ب ِ زَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + زبان + برداشتن ) بحرفهای ملایم فریب دادن و سخنان نالایق گفتن کسی را. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ فارسی
بحرفهای میم فریب دادن و سخنان نایق گفتن کسی را.
جمله سازی با بزبان برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به مویی می توان صد کوه را برداشتن صائب زدل تا بر زبان یک نکته سنجیده می آید
💡 عشق است بار دل مرا ناصح مده دردسرم عاشق نخواهد بعد از این برداشتن باری دگر
💡 مرد مهاجری از مجارستان متهم میشود که جنایت جنگی انجام دادهاست. دخترِ او که وکیل است، سعی در دفاع از پدرش و پرده برداشتن از واقعیتها میکند.
💡 این کار از برداشتن آدرس ایمیلها توسط کسانی که آنها را به اهداف فرستادن اسپم برمیدارند، جلوگیری میکند.
💡 کرم درکار تست ای بیخبر ترک فضولیکن که از دست دعا برداشتن ابرام میخیزد