فرهنگستان زبان و ادب
{ballet ski} [ورزش] نوعی برف سُره که در برف سُری موزون از آن استفاده می شود متـ. چوب اسکی موزون
{ballet ski} [ورزش] نوعی برف سُره که در برف سُری موزون از آن استفاده می شود متـ. چوب اسکی موزون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق را باش که گر عشق نباشد فیّاض نکتهای سر نزند از دل دانا موزون
💡 پست شد شمشاد و کاجم در چمن پیش نظر در ضمیرم چون خیال آنقدر موزون گذشت
💡 اولگا نوووکشچنووا (روسی: О′льга Никола′евна Новокще′нова؛ زادهٔ ۲۹ نوامبر ۱۹۷۴) شناگر شنای موزون اهل روسیه بود.
💡 بیتکلف نیست موقوف دو مصرع وضع بیت چون دو در مربوط هم شد خانه موزون میشود
💡 19 - و زمين را گسترديم، و در آن كوههاى ثابتى افكنديم، و از هر گياه موزون در آنرويانديم.
💡 هرگهم در دل خیال آن قد موزون نشست در جگر صد ناوک غیرت مرا افزون نشست