برف خوره. [ ب َ خوَ / خ ُ رَ / رِ ]( اِ مرکب ) تگرگ های بسیار ریز که گاه گاه در آخر زمستان بارد. و این تگرگ ها در وزن میانه تگرگ و برف است. دانه های خرد و مدور که زمستان بارد و این دانه ها خردتر از تگرگ است و آبدار نیست. و گویند برف گسترده یا توده کرده بر زمین را ذوب کند. ( یادداشت مؤلف ).
تگرگ های بسیار ریز که گاه گاه در آخر زمستان بارد و این تگرگ ها در وزن میانه تگرگ و برف است.
{snow eater} [علوم جَوّ] 1. هر باد گرمی که بر روی سطح برف می وزد 2. مِه روی سطح برف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرى گـنـاه و آلودگـى هـمـچـون بـيمارى خوره به جان انسان مى افتد، و روح ايمان را مىخورد و از بين مى برد، و كار به جائى مى رسد كه سر از تكذيب آيات الهى در مى آورد،و از آن هـم فـراتـر مـى رود، و او را بـه اسـتـهزاء و سخريه پيامبران و آيات الهى وامىدارد، و بـه مـرحـله اى مـى رسـد كـه ديـگـر هـيـچ وعـظ و اندرز و انذارى مؤ ثر نيست و جزتازيانه عذاب دردناك الهى راهى باقى نمى ماند!
💡 در حديث موثق منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بحضرتامـيـرالمـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام فـرمـود كـه يـا عـلى دراول طعام و آخر طعام نمك بخور كه هر كه در طعام افتتاح واختتام بنمك كند خدايتعالى دفعكند از او هفتاد نوع از انواع بلا را كه آسانتر آنها خوره باشد.
💡 در اين روايت دو نكته تذكر داده شده 1 - بيانشكل ميكروب خوره، به وسيله تشبيه به شير 2 - بيان مسرى بودن اين بيمارى كهبايستى از شخصى جذامى دورى كرد البته منظور از فرار اين نيست كه جذاميان را بهحال خودشان واگذارند، كسى به عيادت آنها نرود تا در كنج انزوا و تنهايى بميرند،بلكه منظور از كلمه ((فرار)) معاشرت و نزديك نشدن با شخصى جذامى است. ودليل اين مطلب سخن ديگرى است از پيامبر اسلام (ص )
💡 4 - جذامى امام سجاد عليه السلام در بين راهى به چند نفر جذامى و مبتلا به خوره برخورد نمود، كهسر راه نشسته و در حال خوردن غذا بودند، پس به آنها سلام كرد و از آنها رد شد.
💡 خـداى تـعـالى دعـاى حـنـّه را مـسـتـجاب فرمود و به شوهرش عمران وحى كرد كه ما ره توفـرزنـدى مـبـارك خـواهـيـم داد كـه بيماران مبتلاى به مرض خوره و پيسى را شفا بخشد ومـردگـان را بـه اذن خـدا زنـده كـنـد و او پـيـامـبـرى بـراى بـنـىاسرائيل قرار خواهيم داد.
💡 امام سجاد عليه السلام در بين راهى به چند نفر جذامى و مبتلا به خوره برخورد نمود، كهسر راه نشسته و در حال خوردن غذا بودند، پس به آنها سلام كرد و از آنها رد شد.