لغت نامه دهخدا
( بخت آزماییدن ) بخت آزماییدن. [ ب َ زْ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) بخت آزمائیدن. آزمودن بخت. امتحان کردن بخت:
بختور از طالع جوزا برآی
جوز شکن آنگه و بخت آزمای.نظامی.
( بخت آزماییدن ) بخت آزماییدن. [ ب َ زْ / زِ دَ ] ( مص مرکب ) بخت آزمائیدن. آزمودن بخت. امتحان کردن بخت:
بختور از طالع جوزا برآی
جوز شکن آنگه و بخت آزمای.نظامی.
( بخت آزماییدن ) آزمودن بخت امتحان کردن بخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میشود یا زلف خط یا کاکل سرگشتهای از چراغ بخت ما دودی که سر برمیزند
💡 حضرت فرمود: براى خداوند واديى از طلاست كه با ضعيف ترين آفريدگانش كهمورچه است از آن نگاهبانى مى كند كه اگر شخص صاحب بخت واقبال هم آن را طلب كند به آن نخواهد رسيد.
💡 مراسم حنابندان در میان کردها بدین صورت است که یک شب قبل از عروسی دخترهای دم بخت فامیل و دوست، عروس خانم را به حمام برده بعد از آن عروس را برای آرایش به آرایشگاه میبرند.
💡 حنای پای تو خونم نشد، گناهم چیست؟ که پا به بخت من ای شوخ سرگران زده ای
💡 به تاج زر فرو ناید سرم ز آن رو که در کویش مرا بخت گدایی هست اگر بخت زمرّد نیست
💡 هیچ رویی نشود آینهٔ حجلهٔ بخت مگر آن روی که مالَند در آن سُمِّ سمند