لغت نامه دهخدا
بخام کشیدن. [ ب ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) در پوست دباغت ناکرده کشیدن چنانکه نقاره را در پوست گاو کشند. ( غیاث اللغات ). و رجوع به خام شود. || گنهکار را در پوست خر و سگ کشیدن. ( غیاث اللغات ). گنهکار را در پوست خر و سگ و گاو میکشند و این نوعی از سیاست است. ( آنندراج ):
شود ز لطف هوا بر تنش قبای حریر
درین بهار گنهکار اگر کشند بخام.کلیم.