بحران اسمی
فرهنگستان زبان و ادب
بحران آسمی
{status asthmaticus} [پزشکی] حملۀ آسم که بیش از بیست وچهار ساعت ادامه یابد
جمله سازی با بحران اسمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فکنده روح در بحران، از این غوغا در آن میدان امید زندگی یک سوی و یک سو بیم پایانش
💡 این سازمان پشتیبان کل بشریت است و به تمام کشورها در زمان بحران کمک رسانی میکند.
💡 ذهنیت قربانی اغلب محصول خشونت است. کسانی که آن را تجربه میکنند معمولاً در ریشههای آن تجربهای از بحران یا تروما داشتند.
💡 وصل دل برد از من و جان نیز بر بحران سپرد در هلاکم دوست یکدل گشته با دشمن دریغ
💡 گفت بحران را ندانستم که چیست هم مگر بحران ز بدخواهان یکیست؟!
💡 وی در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی در جریان بحرانهای مربوط به ایران، بهویژه ایجاد آتشبس در جنگ ایران و عراق نقش مؤثری ایفا کرد.