بتاراج رفتن

لغت نامه دهخدا

بتاراج رفتن. [ ب ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) به غارت رفتن. به غارت رسیدن. غارت شدن:
گل بتاراج رفت و خار بماند
گنج برداشتند و مار بماند.سعدی.

فرهنگ فارسی

به غارت رفتن

جمله سازی با بتاراج رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز کفر سر زلف غارت گر تو بتاراج ایمان سپاهی مرا بس

💡 بتاراج بینی همه زین سپس نه برگردد از رزمگه شاد کس

💡 اسباب مرا داد بتاراج و پس آنگه سد رمق قوت حواله بجگر کرد

💡 ای بتاراج عقل و دین چالاک وی بتعذیب جان و دل بی باک

💡 نخستین بتاراج بردند دست ز غارت شدند اغبیا اغنیا

💡 برد بتاراج فلک گنج من نیست کسی را بخبر از رنج من

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز