باهم جوشیدن

لغت نامه دهخدا

باهم جوشیدن. [ هََ دَ ]( مص مرکب ) نهایت محبت و رفت وآمد میان دو کس بودن. ( یادداشت مؤلف ). انس داشتن. یکدلی در میانه داشتن.

فرهنگ فارسی

نهایت محبت و دوستی

جمله سازی با باهم جوشیدن

💡 درصد کاهش ارزش بر اثر پختن : حداکثر کاهش درصدی ارزش‌های غذایی به دلیل جوشیدن بدون در نظر گرفتن گروه گیاه‌خواری حاوی شیر و تخم مرغ (ovo-lacto-vegetables group).

💡 جوشیدن (به انگلیسی: Boiling) به پدیده تبخیر سریع مایع جوشیدن گویند و هنگامی است که مایع به نقطه جوش خود برسد.

💡 من آن مست می شوقم که گر صد سال شوق او نماید آتش و من نیز جوشیدن نمی‌دانم

💡 درصد کاهش ارزش بر اثر پختن : حداکثر کاهش درصدی ارزش‌های غذایی به دلیل جوشیدن بدون در نظر گرفتن گروه گیاه‌خواری حاوی شیر و تخم مرغ (ovo-lacto-vegetables group).

💡 هست از کثرت جوشیدن دریای جنون داغهائی که به دل همچو حباب است مرا

💡 ز حرف خام هر بی ظرف از جا در نمی آیم شراب کهنه ام، در شیشه جوشیدن نمی دانم

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز