بان اواره

لغت نامه دهخدا

( بان آواره ) بان آواره. [ رَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش گوران شهرستان شاه آباد که در انتهای اراضی پالان واقع شده و 20 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با بان اواره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اواره (ایلام)، روستایی از توابع بخش چوار شهرستان ایلام در استان ایلام ایران است.

💡 اواره نگارانم از باژ و ساو شوند اندر آن با قلم کنجاو

💡 انجیربان اواره‌علی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه ایران است.

💡 بایوه، روستایی از توابع بخش خاوومیرآباد شهرستان مریوان در استان کردستان ایران است. در نقطه یه صفر مرزی با کردستان عراق. در شروع جنگ ایران و عراق در کوه قوچ سلطان بعد تصرف این کوها به دست عراق و شدت جنگ مردم روستا که حدوداً ۳۰۰نفر جمعیت داشت و حدودهمین مقدار اواره عراقی چن سال در ان اقامت داشتن. همه روستا را تخلیه کردن و بعد از ۲۵سال از اتمام جنگ کم کم اجازه برگشت به رستا داده شد.