باغ وحوش
مترادفها
باغ حیوانات
لغت نامه دهخدا
باغ وحوش. [ غ ِ وُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باغ وحش. رجوع به باغ وحش شود.
باغ وحوش. [ وُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در 9 هزارگزی جنوب باختر فلاورجان بر کنار راه شهر کرد باصفهان درجلگه واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و 1372 تن سکنه، آب آنجا از قنات و زاینده رود تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و برنج و عدس و صیفی کاری و سر درختی و آلوچه و سیب و زردآلو و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان کرباس بافی است و راه فرعی دارد. راه فرعی جوزدان و حسن آباد از این آبادی جدا میشود و راه شهرهای جوزدان و سلطان آباد از مزارع آن میگذرد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
دهی از فلاورجان
جمله سازی با باغ وحوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترس و امید تو را هست حواله به عقل دانه و دام تو را هست شکاری وحوش
💡 دیو و دد آنجا به جوش، وحش و سبع در خروش من چو سباع و وحوش طفرهزن و رهسپر
💡 در بسیاری از مناطق، گذرگاه حیوانات ارائه شده در مناطق طبیعی اجازه میدهد تا وحوش بدون مشکل از عرض یک جاده عبور کنند.
💡 فصل دوم در بيان قصه گذشتن آن حضرت به وادى موران و ساير معجزاتآن حضرت كه در باب وحوش و طيور به ظهور پيوسته است.
💡 تا عدت وحوش و طیورست بیقیاس تا مدت شهور و سنین است بیشمار
💡 فصل دوم در بيان قصه گذشتن آن حضرت به وادى موران و ساير معجزاتآن حضرت كه در باب وحوش و طيور به ظهور پيوسته است.