لغت نامه دهخدا
باسمه خورده.[ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) طبعشده. چاپ شده. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به باسمه شود.
باسمه خورده.[ م َ / م ِ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) طبعشده. چاپ شده. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به باسمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوله:((فيتسع ))، كما فى شيخ الانبياء ابراهيم - صلوات الله عليه - فان اختلافالتجليات جعل قلبه متسعا قابلا للتجلى باسمه الاطلاقى.فقال:((انى وجهت للذى فطر السموات و الارض (322)(323)
💡 اگر میرزامحمدصالح شیرازی را مدیر نخستین نشریهٔ فارسیزبان جهان در دوران محمدشاه قاجار بدانیم، باید از میرزا محمدجعفر ادیب نیز به عنوان اولین سردبیر یا دستکم معاون سردبیر اولین نشریهٔ به زبان فارسی یاد کنیم. این دو نفر به همراه میرزا اسدالله باسمهچی که او نیز زادهٔ فارس است، مثلث نشر روزنامه کاغذ اخبار، اولین نشریهٔ ادواری چاپی در ایران را تشکیل میدهند.
💡 البته چاپ دوم این اثر یکسال بعد از انتشار چاپ اول در تهران و در کارخانه مشهدی خداداد باسمهچی انجام شد.