بازی رباب
لغت نامه دهخدا
بازی رباب. [ رُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش حومه شهرستان سنندج که در 36 هزارگزی شمال سنندج و ده هزارگزی باختر حسین آباد و شوسه سقز در کوهستان قرار دارد. هوایش سرد و 170 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه محلی و چشمه. محصولاتش غلات، حبوبات، لبنیات و توتون است. و شغل مردمش زراعت، گله داری و راهش مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
دهی از سنندج
جمله سازی با بازی رباب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم
💡 به آن لب هر که بازد عشق از کشتن نیندیشد مگس گر فکراین کردی نکردی با شکر بازی
💡 بالاک در ۱۰۵ بازی که با پیراهن چلسی به میدان رفتهاست ۱۷ گل به ثمر رساندهاست.
💡 عجب ز مردم بحرین دیده ات خواجو که در میانه ی غرقاب می کند بازی
💡 او در ۱۵ بازی با پیراهن الشارجه به میدان رفت و ۵ گل هم برای این تیم به ثمر رساند.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه بریدابلیک اشاره کرد.