فرهنگستان زبان و ادب
{pulse repetition interval, pulse repetition period, pulse interval} [مهندسی مخابرات] فاصلۀ زمانی بین یک تَپ/ پالس و تَپ/ پالس بعدی متـ. بازۀ تکرار پالس
{pulse repetition interval, pulse repetition period, pulse interval} [مهندسی مخابرات] فاصلۀ زمانی بین یک تَپ/ پالس و تَپ/ پالس بعدی متـ. بازۀ تکرار پالس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکرار شعار «کردستان زاهدان، چشم و چراغ ایران» توسط گروهی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران
💡 تکرار کردم بارها این هم مزیدش می کنم گر شرح این جویی مخوان غیر از کتاب جاودان
💡 و آن قدر این بیت را تکرار کرد که جان بداد و در کنار وی بخاکش سپردند.
💡 تکرار ساختار متناوب در دو و سه بعد نیز بلورهای فوتونیکی دو و سه بعدی را به وجود خواهد آورد.
💡 دلیلش دود دل آمد که در تکرار درس او بزیر کاسه شب دارد چراغی تا سحر لاله
💡 کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ـ ضبط و تمام میشود.