لغت نامه دهخدا
بازار سرامیان. [ رِ س ِ ] ( اِخ ) نام شهری بین سارد و کیلیکیه در مسیر قشون کشی کوروش.
بازار سرامیان. [ رِ س ِ ] ( اِخ ) نام شهری بین سارد و کیلیکیه در مسیر قشون کشی کوروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر بازار پیش گلفروشان می روم دست خود چون غنچه بر همیان بی پل می زنم
💡 آنچه در صومعه زین پیش نهان می کردیم این زمان با دف و نی بر سر بازار کنیم
💡 نگیرد پرده غفلت اگر چشم عزیزان را متاع یوسفی در هر سر بازار افتاده
💡 کالای وفا قحط شد از فقد خریدار این جنس مگر در صف بازار تو باشد
💡 یوسف عزیز مصر شد و ما ز شوق او حیران هنوز بر سر بازار مانده ایم
💡 نی همی گوید سلطان من امروز قویست می همی گوید بازار من امروز رواست