باز نگریدن

لغت نامه دهخدا

بازنگریدن. [ ن ِ گ َ دَ ]( مص مرکب ) توجه کردن. بررسی کردن. مطالعه کردن. رسیدگی. رسیدن بکاری. بازنگریستن: و اوقات رابخش کرده بود زمانی بنماز و خواندن، زمانی نشاط و خوردن، زمانی کار پادشاهی بازنگریدن. ( تاریخ سیستان ). || نگاه کردن. بعقب نگریستن:
بتیغ میزد و میرفت و بازمینگرید
که ترک عشق نگفتی سزای خود دیدی.سعدی ( طیبات ).و رجوع به بازنگریستن شود.

فرهنگ فارسی

توجه کردن بررسی کردن

جمله سازی با باز نگریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترا به جز تو نداند که عقل خیره بماند کدام دیده تواند به رویِ تو نگریدن

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز