لغت نامه دهخدا
باریک میان گردانیدن.[ گ َ دَ ] ( مص مرکب م ) رجوع به لاغرمیان کردن شود.
باریک میان گردانیدن.[ گ َ دَ ] ( مص مرکب م ) رجوع به لاغرمیان کردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازبیم خط آن لب شد باریک و چنین باشد آن را که چنین زهری در زیر نگین باشد
💡 توان شناخت ز باریکریشی انفاس که در قلمرو هستی چه باب میبافند
💡 گر رسیدی به جو یکی باریک همه عالم بر او شدی تاریک
💡 چه میگویم که هست این نکته باریک شبِ روشن میانِ روزِ تاریک
💡 قصۀ منثور حاشاکی بود باریک و پست گوهری گردد چو منظوم اندر آری برزبان
💡 رسید آنچه گفتی به نزدیک ما وزآن تازه شد رای باریک ما