لغت نامه دهخدا
بارون دوسون. ( اِخ ) مؤلف «تاریخ مغول از چنگیز تا تیمور». رجوع به تاریخ ادبیات برون ج 4 ترجمه رشید یاسمی ص 107 و ج 3 ترجمه حکمت ص 13 شود.
بارون دوسون. ( اِخ ) مؤلف «تاریخ مغول از چنگیز تا تیمور». رجوع به تاریخ ادبیات برون ج 4 ترجمه رشید یاسمی ص 107 و ج 3 ترجمه حکمت ص 13 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان مکنایل در ۱۲ اوت ۱۷۹۵ در جزیره اورونسِی واقع در مجمعالجزایر هبریدهای داخلی که در غرب اسکاتلند قرار دارد به دنیا آمد. او سومین پسر از شش پسر جان مکنایل، لرد کولونسی و اورونسی (۱۷۶۷–۱۸۴۶) و همسرش هِستر مکنایل (متوفی ۱۸۴۳) بود. برادر بزرگتر او دانکن مکنایل، بارون نخست کولونسی و اورونسی است.
💡 چندین بارون کلیدی، به رهبری پیتر موکلرک، از حضور در تاجگذاری پادشاه جوان خودداری کردند. اندکی پس از تاجگذاری، بلانش و لوئی در حال سفر به جنوب پاریس بودند و تقریباً دستگیر شدند. بلانش از مردم پاریس خواست تا از پادشاه خود محافظت کنند. شهروندان پاریسی در جادهها صف کشیدند و هنگام بازگشت از او محافظت کردند.
💡 بارون لویی دو نرمان این روزنامه را با حال و هوای فکری خود و فضای باز کشورش و مبتنی بر تبلیغ آزادی بیان و لزوم آگاه شدن مردم نوشت که بارگاه استبدادی ناصرالدین حتی یک شماره اش را نیز تحمل نکرد و حقوق کامل موسیو دونرمان راپرداخت و او را راهی کشور خویش کرد.